على محمدى
343
شرح اصول استنباط ( فارسى )
حاله انه بحيث لو قدر على قتل سيده لقتله و لكن بالفعل لا يقدر فلا يقتل فانّ المذمة على المنكشف اى خبث الباطن و سوء السريرة لا الكاشف اى نفس الفعل لانه بعد لم يتحقق ) . قوله : اضرب لك مثلا : در اينجا براى تقريب مطلب به ذهن و جا انداختن بناء عقلاء بر استحقاق عقاب متجرى يك مثال عرفى مىآوريم و آن اينكه اگر فرضا گردونهء زمان صدها سال به عقب برگشته و شما در عصر نورانى رسول اكرم اسلام ( ص ) زندگى كنيد و از محضر حضرتش ( ص ) اين سئوال را بپرسيد : يا رسول الله ( ص ) اگر من از كوچه و يا محله و يا منطقهاى در حال عبور هستم ناگهان صدائى بگوشم برسد كه مرا با نام مىخواند و به سمت خويش دعوتم مىكند و از من مىطلبد كه به كمك او شتافته و وى را از چنگ دشمنانش رهائى بخشم و من يقين كردم كه آن صدا صداى مبارك شما است كه مرا بسوى خويش و يارى و نصرت خود دعوت ميكنيد آيا بر من واجب است كه اگر قدرت دارم و مىتوانم به يارى شما شتافته و شما را باذن الله نجات دهم ؟ اين سئوال از محضر رسول خدا ( ص ) شده حال به نظر شما كه از عقلاء هستيد پيامبر چه جواب خواهد داد ؟ آيا شروع مىكند به استفصال و توضيح اينكه اگر قطع تو مصادف واقع بود واجب است شتاب كنى و اگر مخالف واقع بود خير واجب نيست و اگر اقدامى نكردى عقابى ندارى ؟ حاشا و كلا هرگز جاى اين استفصال و پرسش نخواهد بود اگر ما خود را بجاى حضرتش بگذاريم در جواب قاطعانه خواهيم گفت : نعم يعنى آرى به مجرّد شنيدن بر شما واجب مىشود كه به سمت آن صدا رفته و اقدامات لازم را مبذول داريد و جاى چون و چرا نيست حال اين مطلب كه وجدان ما جواب رسول خدا ( ص ) را دريافت بهترين شاهد و دليل است بر امضاء شارع نسبت به حكم عقل و وقتى ملازمه و امضاء شرع